تبليغاتX
احادیث و روایات

 

اوصاف و مقام اولياى خداوند

 

يا أحْمَدُ! إنَّ فِي الْجَنَّةِ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤ فَوْقَ لُؤْلُؤ وَدُرَّة فَوْقَ دُرَّة لَيْسَ فِيها قَصْمٌ وَلا وَصْلٌ، فِيهَا الْخَواصُّ، أنْظُرُ إلَيْهِمْ كُلَّ يَوْم سَبْعِينَ مَرَّةً فَأُكَلِّمَهُمْ كُلَّما نَظَرْتُ إلَيْهِمْ، وَأزِيدُ فِي مُلْكِهِمْ سَبْعِينَ ضِعْفاً وَإذا تَلَذَّذَ أهْلُ الْجَنَّةِ بِالطَّعامِ وَالشَّرابِ تَلَذَّذُوا أُولـئِكَ بِذِكْرِي وَكَلامِي وَحَدِيثِي.


قالَ: يا رَبِّ! ما عَلامَةُ أُولـئِكَ؟قالَ: مَسْجُونُونَ قَدْ سَجَنُوا ألْسِنَتَهُمْ مِنْ فُضُولِ الْكَلامِ وَبُطُونَهُمْ مِنْ فُضُولِ الطَّعامِ.

 


اى احمد! در بهشت قصرى است از لؤلؤ بر فراز لؤلؤ، و مرواريد بزرگ درخشان روى مرواريد كه در آنها قطع و وصلى وجود ندارد (يكپارچه است) در اين كاخ، دوستان خاصّ من هستند كه هر روز هفتاد بار (به لطف و مهر) به آنان نظر مى افكنم و هربار با آنها سخن مى گويم و هفتاد بار بر قلمرو و مقامشان مى افزايم.


و آنگاه كه اهل بهشت از خوردن و آشاميدن لذّت مى برند اينان از ذكر و سخن و گفتار من لذّت مى برند.*


عرض كرد: خداوندا! نشانه هاى اينها چيست؟

 

فرمود: زندانيانى هستند كه زبانهاى خود را از حرفهاى غير ضرورى و شكمهاى خود را از غذاى غير لازم، محفوظ و حبس كرده اند.

 

 

 

 

 

 

*کسانی که در آخرت به طعام و شراب بهشتی و لذائذ دیگر توجهی ندارند، در دنیا نیز بدان ها توجهی نداشتند وگرنه چنان که در دنیا به خوردنی ها و نوشیدنی ها علاقه می داشتند در آخرت نیز به خوردنی ها و نوشیدنی های بهشتی علاقه مند می بودند، چرا که خواسته ی انسان در آخرت به مثابه خواسته ی دنیوی اوست.

 

کسانی همچون انبیا که در آخرت لذتشان در سخن گفتن با خداست، در دنیا دل به نعمتهای حلال هم نمی بستند، چرا که به دنبال لذت بزرگتری بودند و طعام و غذای روحشان از توجهات الهی تامین می گشت. مومنینی که دوست داشتند با خدا سخن بگویند و به این کار عشق می ورزیدند و از سخن گفتن بیهوده گریزان بودند در آخرت به آرزوی خود می رسند.

 

آنها اگر سخن می گویند برای این است که خداپسندانه ست و اگر غذا تناول می کنند به جهت خوشمزه بودنش نیست بلکه از آن جهت است که مرضی خداست و با آن توان می یابند به اطاعت و عبادت خدا بپردازند. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 8:58  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

تعجّب از سه گروه

 

يا أحْمَدُ! عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبِيد; عَبْد دَخَلَ فِي الصَّلاةِ وَهُوَ يَعْلَمُ إلى مَنْ يَرْفَعُ يَدَيْهِ وَقُدّامَ مَنْ هُوَ وَهُوَ يَنعَسُ.
وَعَجِبْتُ مِنْ عَبْد لَهُ قُوتُ يَوْم مِنَ الْحَشيشِ أوْ غَيْرِهِ وَهُوَ يَهْتَمُّ لِغَد وَعَجِبْتُ مِنْ عَبْد لا يَدْرِي أنِّي راض عَنْهُ أوْ ساخِطٌ عَلَيْهِ وَهُوَ يَضْحَكُ.


اى احمد! از سه بنده خود تعجب مى كنم:

 

بنده اى كه به نماز ايستاده و مى داند كه دستهاى خودرا به جانب چه كسى دراز كرده و در پيشگاه چه كسى ايستاده و در عين حال خواب آلود است.
و تعجّب مى كنم از بنده اى كه روزىِ امروز خود را از سبزى مختصرى دارد ولى براى فردايش به فكر فرو رفته است.
و تعجّب مى كنم از بنده اى كه نمى داند آيا من از او راضى هستم يا بر او غضبناكم، ولى خندان است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 6:29  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

گرسنگى و سكوت، خلوت و سجود

 

يا أحْمَد! لَوْ ذُقْتَ حَلاوَةَ الْجُوعِ وَالصَّمْتِ وَالخَلْوَةِ وَما وَرِثُوا مِنْها.
قالَ: يا رَبِّ! ما مِيراثُ الجُوعِ؟ قالَ: الْحِكْمةُ وَحِفْظُ الْقَلْبِ وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ وَالْحُزْنُ الدّائِمُ وَخِفَّةُ الْمَؤُنَةِ بَيْنَ النّاسِ وَقَوْلُ الْحَقِّ وَلا يُبالِي عاشَ بِيُسْر أمْ بِعُسْر.


اى احمد! اى كاش مى دانستى كه گرسنگى و سكوت و تنهايى چه لذّت و آثارى دارند!

عرض كرد: خداوندا! گرسنگى چه اثراتى دارد؟

 

فرمود: حكمت، حفظ قلب، تقرّب به من، حزن هميشگى*، كم خرج بودن بين مردم، حق گويى، بى اعتنايى به سختى يا آسانى زندگى.

 

 


يا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي بِأَيِّ وَقْت يَتَقَرَّبُ الْعَبْدُ إلَيَّ؟قالَ: لا يا رَبِّ.
قالَ: إذا كانَ جائِعاً أوْ ساجِداً.


اى احمد! آيا مى دانى چه هنگامى بنده به من نزديك مى شود؟عرض كرد: خير، اى پروردگار من! فرمود: وقتى كه گرسنه يا در حال سجده باشد.

 

 

 

*در روایات فراوانی از حزن و نیز افراد محزون تعریف و تمجید شده و این سخن بدان معنا نیست که انسان پیوسته عبوس و خشن باشد بلکه منظور حالتی ست در برابر سرمستی و نشاط و شادی بی مورد و بی حد که از صفات منحط حیوانی است. البته ممکن است حزن در امور مادی و عقب ماندن از دنیا داران در مسابقه ثروت اندوزی رخ دهد که به هیچ وجه ممدوح نیست بلکه حزنی که در برابر شادی بی حد و مستی غافلانه قرار گیرد شایسته ی مدح است.

 

مومن از اینکه مقداری از عمرش صرف امور ارزشمند و لازم نگردیده و یا لااقل در مباحات مصروف شده محزون است؛ زیرا از سرمایه اش کاسته شده و سودی در این تجارت نصیبش نگشته است. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 6:57  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 

دورى از خوى بچگانه

 

يا أحْمَدُ! اِحْذَرْ أنْ تَكُونَ مِثْلَ الصَّبِيِّ إذا نَظَرَ إلَى الاْخْضَرِ وَالاْصْفَرِ أحَبَّهُ وَإذا أُعْطِيَ شَيْئاً مِنَ الْحُلْوِ وَالْحامِضِ اِغْتَرَّ بِهِ.
اى احمد! بپرهيز از اينكه مانند بچّه باشى كه هرگاه به سبز و زرد نظر مى افكند، به آنها دل مى بندد و يا ترش و شيرين در اختيارش قرار مى گيرد، نسبت به آن فريفته مى شود.

 

عوامل تقرب به پروردگار

 

فَقالَ: يارَبِّ! دُلَّنِي عَلى عَمَل أتَقَرَّبُ بِهِ إِلَيْكَ.
قالَ: اجْعَلْ لَيْلَكَ نَهاراً وَنَهارَكَ لَيْلاً.
قالَ: يارَبِّ! كَيْفَ ذلِكَ؟ قَالَ: اجْعَلْ نَوْمَكَ صَلاةً وَطَعامَكَ الْجُوعَ.
يا أحْمد! وَعِزَّتي وَجَلالِي ما مِنْ عَبْد ضَمِنَ لِي بِأَرْبَعِ خِصال إِلاّ أدْخَلْتُهُ الْجَنّةَ، يَطْوِي لِساَنهُ فَلا يَفْتَحُهُ إِلاّ بِما يَعْنِيهِ وَيَحْفَظُ قَلْبَهُ مِنَ الْوَسْواسِ وَيَحْفَظُ عِلْمي وَنَظَري إِلَيْهِ وَتَكُونُ قُرَّةُ عَيْنَيْهِ الْجُوعُ.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عرض كرد: خداوندا! مرا راهنمايى كن كه با چه كارى به تو تقرّب جويم؟

 

خداوند فرمود: شب خود را روز و روز خود را شب قرار بده.


عرض كرد: چگونه چنين كنم؟

 

فرمود: خوابت را نماز و غذايت را گرسنگى قرار بده.
اى احمد! به عزّت و جلالم سوگند كه هر بنده اى كه چهار صفت را براى من ضمانت كند، من نيز او را به بهشت وارد مى كنم:

زبانش را در كام بپيچد و حرف نزند مگر آنكه آن سخن براى او مفيد و ثمر بخش باشد.
قلب خود را از وسوسههاى اهريمنى حفظ كند.
همواره بيانديشد كه من به او آگاه و بر كارهايش ناظر هستم.
و گرسنگى، نور چشمانش باشد (گرسنگى را دوست بدارد). *

 

 

 

 

* ستایش گرسنگی در روایات به معنای مطلوب بودن تحمل رنج گرسنگی بطور مطلق نیست بلکه مراد توجه دادن انسان ها به هموانع پرواز روح آدمی و آنچه مزاحم فعالیت های روحی ست.

بنابراین انسان نه آن قدر گرسنگی بکشد که از رنج آن نتواند کار کند و نه آن قدر پرخوری کند که مانع فعالیت های او گردد به تعبیر علامه طباطبایی قدس سره منظور از جوع در این گونه روایات سبک بودن شکم  - در مقابل پرخوری – است نه اینکه مقصود گرسنگی باشد. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 7:58  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 

پارساترين مردمان

 

يا أحْمَدُ! إنْ أحْبَبْتَ أنْ تَكُونَ أوْرَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فِي الدُّنْيا وَارْغَبْ فِي الاْخِرَةِ.
فَقالَ: يا إلـهي! كَيْفَ أزْهَدُ فِي الدُّنْيا؟فقالَ: خُذْ مِنَ الدُّنْيا حَفْناً مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ وَاللِّباسِ وَلا تَدَّخِر لِغَد وَدُمْ عَلى ذِكْرِي.
فَقالَ: يا رَبِّ! كَيْفَ أدُومُ عَلى ذِكْرِكَ؟فَقالَ: بِالْخَلْوَةِ عَنِ النّاسِ وَبُغْضِكَ الْحُلْوَ وَالْحامِضَ وَفَراغِ بَطْنِكَ وَبَيْتِكَ مِنَ الدُّنْيا.


اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترين مردمان باشى، نسبت به دنيا زهد پيشه كن و نسبت به آخرت رغبت داشته باش.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زهد بورزم؟

 

خداوند فرمود: از خوراك و آشاميدنى و پوشاك دنيا به اندازه خيلى كم (دو كف دست) استفاده كن و براى فردا چيزى ذخيره مكن و همواره به ياد من باش.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) پرسيد: خداوندا! چگونه همواره به ياد تو باشم؟

 

خداوند فرمود: با دورى از مردم* و كينه نسبت به ترش و شيرين و خالى نگهداشتن شكم و خانه از دنيا.

 

 

* تعبیر « بِالْخَلْوَةِ عَنِ النّاسِ » به معنای دوری گزیدن از مردمی ست که معاشرت با آنها موجب غفلت از یاد خدا می شود. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 8:14  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 حضرت مهدی (عج)  فرمودند:

ما ارغم انف الشیطان بشی ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشیطان

هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.

 

( بحار الانوار، ج ,53 ص 182 )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 9:1  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ

تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

 

(بحار الانوار، ج78، ص377)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 9:1  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

امام هادی علیه السلام فرمودند:

من کان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر

هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.

 

(تحف العقول ، ص 511)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:59  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 امام جواد علیه السلام  فرمودند:

الثقة بالله ثمن لکل غال و ُسلّم الى کل عال

اعتماد به خدا بهاى هر چیز گرانبها است و نردبانى به سوى هر بلندایى

 

(بحارالانوار،ج۵ص۱۴)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:58  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

ما حد التَّوکل؟ فقال لی : اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً 

از امام رضا علیه السلام پرسیدند: حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی

 

(جهاد النفس،ح 292)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:58  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:

مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی اللهِ

هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.

 

(بحار الانوار،7 ، ص143)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:57  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 امام صادق علیه السلام فرمودند:

أَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ إلَی اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ

نزدیکترین حالات بنده به پروردگار، حالت سجده است.

 

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:56  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:

خُذُوا الکلِمَةَ اطَّیبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم یعمَل بِها

سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نکند.

 

(تحف العقول، ص391)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:55  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 امام سجاد علیه السلام فرمودند:

الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاس

تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.

 

(جهادالنفس،ص276)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:54  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

 

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:52  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

 امام حسن علیه السلام فرمودند:

لایغش العاقل من استنصحه

خردمند به کسى که از او نصیحت مى خواهد، خیانت نمى کند.

 

(تحف العقول ص ۱۶۶)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:51  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.

كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

 

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:50  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

مَن ظَنَّ بِكَ‌ خَیرَاً فَصَدِق ظَنَّه.

کسی که به تو گمان نیکی برد، گمانش را (عملاً) تصدیق کن.

 

(نهج البلاغه نامه 31)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:49  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

 

إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ

صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.

 

(کنزالعمال، ح161143 )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:47  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  | 

 

شايستگان محبّت خداوند

 

يا مُحَمَّدُ! وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَحابِّينَ فِيَّ ، وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَواصِلِينَ فِيَّ وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَوَكِّلِينَ عَلَيَّ ، وَلَيْسَ لَِمحَبَّتِي عَلَمٌ وَلا نِهايَةٌ ، وَكُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً.
أُولـئِكَ الَّذِينَ نَظَرُوا إلَى الَْمخْلُوقِينَ بِنَظَرِي إلَيْهِمْ وَلَمْ يَرْفَعُوا الْحَوائِجَ إلَى الْخَلْقِ.
بُطُونُهُمْ خَفِيفَةٌ مِنْ أكْلِ الْحَرامِ.
نَعِيمُهُمْ فِي الدُّنْيا ذِكْرِي وَمَحَبَّتِي وَرِضائِي عَنْهُمْ.


اى محمد! محبّت من شامل كسانى است كه به خاطر من محبّت می كنند، و به خاطر من عطوفت و مهربانى مى كنند، و به خاطر من با ديگران مى پيوندند، و محبّت من شامل كسانى است كه بر من توكّل مى كنند.


و براى محبت من نه نشانه مخصوصى است و نه پايان و نهايتى.
هرگاه كه يك نشانه را از سر راه محبوبان خويش بر دارم نشانه ديگرى را قرار خواهم داد.


اينان كسانى هستند كه به مردم به همان گونه كه من نگاه مى كنم، مى نگرند و دست نياز به سوى خلق دراز نمى كنند.
شكم آنها از مال حرام خالى است.
خوشى و كامرانى آنها در دنيا ذكر و محبّت و رضايت من از ايشان است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:17  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |