|
|
|
|
|
اوصاف عاشقان حق يا أَحْمَدُ! لَيْسَ كُلُّ مَنْ قالَ أُحِبُّ اللهَ أَحَبَّنِي حَتّى يَأْخُذَ قُوتاً وَيَلْبِسَ دُوناً وَيَنامَ سُجُوداً وَيُطِيلَ قِياماً وَيَلْزِمَ صَمْتاً وَيَتَوَكَّلَ عَلَيَّ وَيَبْكِيَ كَثِيراً وَيَقِلَّ ضِحْكاً وَيُخالِفَ هَواهُ وَيَتَّخِذَ الْمَسْجِدَ بَيْتاً وَالْعِلْمَ صاحِباً وَالزُّهْدَ جَلِيساً وَالْعُلَماءَ أحِبّاءَ وَالْفُقَراءَ رُفَقاءَ وَيَطْلُبَ رِضايَ وَيَفِرَّ مِنَ الْعاصِينَ فِراراً وَيَشْغَلَ بِذِكْرِي اشْتِغالاً وَيُكْثِرَ التَّسْبِيحَ دائِماً وَيَكُونَ بِالْعَهْدِ صادِقاً وَبِالْوَعْدِ وافِياً وَيَكُونَ قَلْبُهُ طاهِراً وَفِي الصَّلاةِ ذاكِياً وَفِي الْفَرائِضِ مُجْتَهِداً وَفِيما عِنْدِي مِنَ الثَّوابِ راغِباً وَمِنْ عَذابِي راهِباً وَلاِحِبّائِي قَرِيباً وَجَلِيساً.
تأثير دنيا دوستى يا أحْمَدُ! لَوْ صَلَّى الْعَبْدُ صَلاةَ أهْلِ السَّماءِ وَالاْرْضِ وَصامَ صِيامَ أهْلِ السَّماءِ وَالاْرْضِ وَطَوى مِنَ الطَّعامِ مِثْلَ الْمَلائِكَةِ وَلَبِسَ لِباسَ الْغازِي ثُمَّ أرى فِي قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْيا ذَرَّةً أوْ سُمْعَتِها أوْ رِياسَتِها أوْ حِلْيَتِها أوْ زِينَتِها لا يُجاوِرُنِي فِي دارِي وَلاَنْزَعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِي وَعَلَيْكَ سَلامِي وَمَحَبَّتِي (وَرَحْمَتِي) وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَميِنَ. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 6:46 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
اوصاف عابدان واقعی يا أَحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي مَتى يَكُونُ لِيَ الْعَبْدُ عابِداً؟قالَ: لا يا رَبِّ!قالَ: إذَا اجْتَمَعَ فِيهِ سَبْعُ خِصال.
عرض كرد: خير اى پروردگار من.
1 - تقوايى كه او را از محرّمات حفظ كند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 6:36 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
وحدت در اراده و زبان يا أحْمَدُ! اِجْعَلْ هَمَّكَ هَمّاً واحِداً، فَاجْعَلْ لِسانَكَ لِساناً واحِداً وَاجْعَلْ بَدَنَكَ حَيّاً لا يَغْفُلُ أبَداً، مَنْ غَفَلَ لا أُبالِي بِأَيِّ واد هَلَكَ.
ضرورت استفاده از عقل يا أحْمَدُ! اِسْتَعْمِلْ عَقْلَكَ قَبْلَ أنْ يَذْهَبَ.
دليل برترى پيامبر اسلام بر ساير پيامبران يا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي لاِيِّ شَيْء فَضَّلْتُكَ عَلى سائِرِ الاْنْبِياءِ؟قالَ: اَللّهُمَّ! لا.
آثار كم خورى و كم حرفى يا أحْمَدُ! إنَّ الْعَبْدَ إذا جاعَ بَطْنُهُ وَحَفِظَ لِسانَهُ عَلَّمْتُهُ الْحِكْمَةَ. لزوم حفظ زبان يا أحْمَدُ! لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ الْعِبادَةِ أَحَبَّ إلَيَّ مِنَ الصَّمْتِ وَالصَّوْمِ.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 7:27 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
پاداش طالبان رضاى حق فَمَنْ عَمِلَ بِرِضائِي أُلْزِمُهُ ثَلاثَ خِصال: أُعَرِّفُهُ شُكْراً لا يُخالِطُهُ الْجَهْلُ وَذِكْراً لا يُخالِطُهُ النِّسْيانُ وَمَحَبَّةً لا يُؤْثِرُ عَلى مَحَبَّتِي مَحَبَّةَ الَْمخْلُوقِينَ.
به او نحوه شكر گزارى را مى آموزم كه هرگز آميخته با جهل و نادانى نباشد.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 7:13 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
يا أَحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي أيُّ عَيْش أهْنَأُ وَأيُّ حَياة أبْقى؟قالَ: اَللّهُمَّ! لا.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 6:56 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
توصيف بنده در وقت مرگ و پس از آن وإذا كانَ الْعَبْدُ فِي حالَةِ الْمَوْتِ يَقُومُ عَلى رَأْسِهِ مَلائِكَةٌ بِيَدِ كُلِّ مَلَك كَأْسٌ مِنْ ماءِ الْكَوْثَرِ وَكَأْسٌ مِنَ الْخَمْرِ يَسْقُونَ رُوحَهُ حَتّى تَذْهَبَ سَكْرَتُهُ وَمَرارَتُهُ وَيُبَشِّرُونَهُ بِالْبَشارَةِ الْعُظْمى وَيَقُولُونَ لَهُ: طِبْتَ وَطابَ مَثْواكَ إنَّكَ تَقْدِمُ عَلَى الْعَزِيزِ الْكَرِيمِ الْحَبِيبِ الْقَرِيبِ.
جواب مى دهد: خدايا! به عزّت و جلالت كه من نسبت به دنيا شناختى ندارم.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 7:55 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
ارزش سكوت يا أحْمَدُ! عَلَيْكَ بِالصَّمْتِ فَإنَّ أعْمَرَ مَجْلِس قُلُوبُ الصّالِحِينَ وَالصّامِتِينَ وَإنَّ أخْرَبَ مَجْلِس قُلُوبُ المُتَكَلِّمِينَ بِما لا يَعْنِيهِمْ.
اجزاى عبادت و آثار روزه يا أحْمَدُ! إنَّ الْعِبادَةَ عَشْرَةُ أجْزاء.
فرمود: آغاز عبادت، روزه و سكوت است.
فرمود: روزه باعث پديد آمدن حكمت است و حكمت موجب شناخت و شناخت موجب يقين است، پس هرگاه كه بنده به مقام يقين رسيد، در بند سختى يا آسانى زندگى نيست.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 7:49 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
پاداش زاهدان يا أحْمَدُ! هَلْ تَعْرِفُ ما لِلزّاهِدِينَ عِنْدِي؟قالَ: لا يا رَبِّ. اى احمد! آيا مى دانى كه پاداش زاهدان نزد من چيست؟ عرض كرد: خير، اى پروردگار من.
اوصاف زاهدان فَقالَ: يا رَبِّ! مَنْ هـؤُلاءِ الزّاهِدُونَ الَّذِينَ وَصَفْتَهُمْ؟قالَ: اَلزّاهِدُ هُوَ الَّذِي لَيْسَ لَهُ بَيْتٌ يَخْرَبُ فَيَغْتَمَّ لِخَرابِهِ وَلا لَهُ وَلَدٌ يَمُوتُ فَيَحْزُنَ لِمَوْتِهِ وَلا لَهُ شَيْءٌ يَذْهَبُ فَيَحْزُنَ لِذِهابِهِ وَلا يَعْرِفُهُ إنْسانٌ لِيَشْغَلَهُ عَنِ اللهِ طَرْفَةَ عَيْن وَلا لَهُ ثَوْبٌ لَيِّنٌ.
فرمود: زاهد آن كسى است كه خانه اى ندارد كه اگر خراب شد، غم بخورد.
زاهدان امّت پيامبر و بنى اسرائيل قالَ: يا رَبِّ! أيُّ الزُّهّادِ أكْثَرُ؟ زُهّادُ أُمَّتي أمْ زُهّادُ بَنِي إسْرائِيلَ؟قالَ: إِنَّ زُهّادَ بَنِي إسْرائِيلَ مِنْ زُهّادِ أُمَّتِكَ كَشَعْرَة سَوْداءَ فِي بَقَرَة بَيْضاءَ.
فرمود: مقدار زاهدان بنى اسرائيل در مقام مقايسه با زُهّاد امّت تو، به اندازه يك موى سياه در بدن يك گاو سفيد است.
فرمود: چون آنها پس از يقين، شك كردند و بعد از اقرار به حقيقت، آن را انكار كردند.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 7:31 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
اوصاف اهل آخرت يا أحْمَدُ! إنَّ أهْلَ الْخَيْرِ وَأهْلَ الاْخِرَةِ رَقِيقَةٌ وُجُوهُهُمْ، كَثِيرٌ حَياؤُهُمْ، قَلِيلٌ حُمْقُهُمْ، كَثِيرٌ نَفْعُهُمْ قَلِيلٌ مَكْرُهُمْ، اَلنّاسُ مِنْهُمْ فِي راحَة وَأنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي تَعَب، كَلامُهُمْ مَوْزُونُ، مُحاسِبينَ لاِنْفُسِهِمْ، مُتْعِبِينَ لَها، تَنامُ أعْيُنُهُمْ وَلا تَنامُ قُلُوبُهُمْ.
كلامشان سنجيده است .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:33 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
نکوهش دنیا و دنیا گرایان و صفات آنان يا أحْمَدُ! أبْغِضِ الدُّنْيا وَأهْلَها وَأحِبَّ الاْخِرَةَ وَأَهْلَها.
فرمود: اهل دنيا كسى است كه خوردن و خنديدن و خواب و غضبش زياد و رضايت او كم مى باشد.
فرمود: اى احمد! اهل دنيا عيب فراوان دارند. * نکوهش دنیا و اهل دنیا و دوستداران دنیا ، نکوهش کسانی است که محور افکار، اندیشه ها، گفتار و نگرشهایشان را امور دنیا تشکیل می دهد. توجه و تعلق خاطرشان به لذها و نعمت های دنیاست و به آخرت نمی اندیشند و جهان آخرت برای آ«ها جاذبه ای ندارد. ** اینکه در برخی از روایات وارد شده که دشمن اهل دنیا باشید، نباید پنداشت که با هرکس که به برخی از ویژگی های دنیاپرستان متصف گردیده دشمنی بورزیم، ولو او شیعه و مسلمان باشد. مثلا اگر دیدیم کسی پرخور است، با او دشمنی بورزیم! نباید با مومن دشمن بود، حتی اگر گناهکار باشد، بلکه باید عمل ناشایست او را دشمن داشت. در روایتی وارد شده است که وقتی خدا کسی را دوست بدارد هرگز با او دشمنی نمی کند و اگر کار ناشایستی از او سر بزند تنها آن کار بد را دشمن می دارد . در مقابل خداوند با کافر دشمن است و حتی اگر هزاران کار نیک نیز انجام دهد با خودش دشمن است وای کارش را نیک می شمارد. پس از دیدگاه اسلام قوام انسان ، به ایمان و کفر است. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 6:54 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
عدم تبعیت از خواهشهای نفسانی و دلایل آن يا أحْمَدُ! لا تَزَيَّنْ بِلَبْسِ اللِّباسِ وَطِيبِ الطَّعامِ وَلِينِ الْوَطاءِ. اى احمد! با لباس جذّاب و غذاى لذيذ و بستر نرم، خود آرايى مكن چرا كه نفس*، خاستگاه هر بدى و رفيق هر نادرستى است.
*نفس در علم اخلاق و روایات عاملی است که انسان را تنزل می دهد و ویژگی های پست و ضد ارزش ها را در او جای می دهد . و در مقابل گرایش هایی که موجب تعالی انسان می شود ، برخاسته از عاملی ست به نام عقل که روح را پرواز می دهد و به خدا نزدیک می کند . (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی)
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:18 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
لزوم دوستی و محبت به فقرا و مستمندان و ذکر اوصاف آنان يا أحْمَدُ! إنَّ الَْمحَبَّةَ للهِِ هِيَ الَْمحَبَّةُ لِلْفُقَراءِ وَالْتَقَرُّبُ إلَيْهِمْ.
فرمود: آنانكه به كم، راضى و بر گرسنگى، صابر و در نعمت، شاكر هستند; از گرسنگى و تشنگى خود شكايتى ندارند و هرگز دروغ بر زبان خود جارى نمى كنند و نسبت به پروردگارشان غضب نمى نمايند و براى چيزى كه از دستشان رفت، غمگين نيستند و نسبت به چيزى كه به دست مى آورند، فرحناك و شادمان نمى باشند. اى احمد! محبّت من در گرو محبّت فقرا است، پس به آنها نزديك شو و همنشينى با آنان را اختيار كن و از ثروتمندان و مجلسشان فاصله بگير، چراكه فقرا دوستان من هستند. * *در این جا این سوال مطرح می گردد که چرا خداوند این قدر روی محبت به فقرا تکیه دارد با اینکه مسلما در بین فقرا انسان های ناشایست و بد یافت می شود و نیز در بین ثروتمندان انسان های پاک و شایسته یافت می شود؟ در جواب باید گفت محبت به هر فقیری چنین امتیاز و مزیتی ندارد و محبت به فقیرانی محبت به خداست که آن ویژگی ها را داشته باشد و بدیهی ست که اگر ثروتمندی بدانها متصف گردد محبت به او نیز محبت به خداست. اینکه چرا خداوند روی فقرا تکیه فرمود بدین جهت است که اغنیا بیشتر در معرض فساد و انحراف و طغیان قرار می گیرند و عوامل دور شدن از خدا در آنها بیشتر است. از آنجا که خداوند انسان های افتاده و متواضع را دوست دارد و اکثر اغنیا به کبر و خودپسندی مبتلایند می توان گفت اکثر انسان های خوب در بین فقرا هستند لذا خداوند فرمود فقرا را دوست بدار جز کسانی که به کفر و عصیان و لجاجت مبتلایند و اگر می فرمود اغنیا را دوست بدار جز بدان آنها، تخصیص اکثر لازم می آمد. از طرف دیگر گرچه ممکن است غنی، مومن و شایسته باشد ، ولی محبت ما به او ، (معمولا) فقط برای خدا و به جهت صفات شایسته او نیست و جهات دیگری در دوستی ما دخالت دارد . پس تکیه روی دوستی فقرا بدین جهت است که آنها بیشتر با خدا ارتباط دارند و از طرف دیگر دوستی و محبت به مومنان غنی معمولا خالص نیست و با شائبه ها و انگیزه های مادی همراه است و خداوند محبتی که خالصانه نباشد نمی پسندد. (راهیان کوی دوست/ شرح حدیث معراج/ آیت الله محمد تقی مصباح یزدی. با اندکی تصرف و تخلیص ) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 7:40 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|
|
||
|
|
|
|
|
اوصاف و مقام اولياى خداوند يا أحْمَدُ! إنَّ فِي الْجَنَّةِ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤ فَوْقَ لُؤْلُؤ وَدُرَّة فَوْقَ دُرَّة لَيْسَ فِيها قَصْمٌ وَلا وَصْلٌ، فِيهَا الْخَواصُّ، أنْظُرُ إلَيْهِمْ كُلَّ يَوْم سَبْعِينَ مَرَّةً فَأُكَلِّمَهُمْ كُلَّما نَظَرْتُ إلَيْهِمْ، وَأزِيدُ فِي مُلْكِهِمْ سَبْعِينَ ضِعْفاً وَإذا تَلَذَّذَ أهْلُ الْجَنَّةِ بِالطَّعامِ وَالشَّرابِ تَلَذَّذُوا أُولـئِكَ بِذِكْرِي وَكَلامِي وَحَدِيثِي.
فرمود: زندانيانى هستند كه زبانهاى خود را از حرفهاى غير ضرورى و شكمهاى خود را از غذاى غير لازم، محفوظ و حبس كرده اند. *کسانی که در آخرت به طعام و شراب بهشتی و لذائذ دیگر توجهی ندارند، در دنیا نیز بدان ها توجهی نداشتند وگرنه چنان که در دنیا به خوردنی ها و نوشیدنی ها علاقه می داشتند در آخرت نیز به خوردنی ها و نوشیدنی های بهشتی | ||